آشوب به قلم حدیث بلیار
پارت صد و پانزده :
نفهمیدم چی توی صورتم دید که با بهت، زمزمه کرد:
- طناز!
سرم با یک ضرب به سمتش برگشت.
چی شنیدم؟ طناز؟
ابروهامو سمت همدیگه کشیدم و گفتم:
- چی؟!
بهتش حالا با ترکیبی از ناباوری و احساس میکردم اندکی ترس هم مخلوط شده بود!
دیگه کم-کم خودمم داشتم میترسیدم از حالت نگاهش.
دستمو جلوی صورتش تکون دادم:
- کجایی مهراب؟
بعد از چند ثانیهی کوتاه که از نظرم چندین سال طول Ú
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت دیروز تقدیم شما شده است.

حدیث بلیار | نویسنده رمان
کدوم قسمت رو میگی عزیزم
۵ ساعت پیشYana
0توی صفحه اصلی رمان تو بخش یه تیکه از متن رمان یه قسمتیه که آشوب سوار موتوره انگار بعد مهراب میاد
۲۴ دقیقه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
اون قسمت رو در آینده توی رمان داریم ولی نه به اون شکل، اونی که توی صفحه نوشته شده فرمالیتهست
۲۰ دقیقه پیشفاطمه ❤️
1عالی بود حدیث جان 💜💜 ممنون
۳ ساعت پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
فدای شما
۳ ساعت پیشYana
0نکنه اینکه عرفان الان انقد بده بخاطر اینه که آشوب با همون نیرو یبار زنده کردش😂🤔
۱۲ ساعت پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
فعکر نکنم
۵ ساعت پیشنگار
0ابهاماتی برا طناز از بین رفت و خب فهمیدم دختر طماعی بوده و شاید از لهراسبی خواسته های داشته که باعث مرگش شده اما لهراسبی خیلی کثیفه شاید بخاطر خودش اون طناز رو کشنده🧐💙💙
دیروز
حدیث بلیار | نویسنده رمان
ولی هنوز مونده تا بفهمیم چرا تصادف کرده و چرا آلوده شده اصلاً
۲۴ ساعت پیشنگار
0اره فقط مونده بفهمیم چرا تصادف کرده چون نمیتونه اتفاق باشه و معمولی باشه، ولی نیروی آشوب ازش دفاع می کنه یادتون نیست وقتی میخواست با عرفان تصادف کنن نیروش کمکش کرد یا جون دوباره به عرفان داد پس چرا واسه طناز اینجوری نبود؟؟🤔💙💙
۱۶ ساعت پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
صبر کنید🙃به جواب سوالاتت میرسی بزودی
۱۳ ساعت پیشنگار
0اره ما که خیلی منتظریم امیدوارم که به جواب سوالات مون برسیم🫠🫠💙💙
۱۲ ساعت پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
بزودی عزیزم
۱۲ ساعت پیشنگار
0قربونت گلم 🫠💙💙
۱۲ ساعت پیشنگار
0حدیث مرسی خیلی پارت قشنگی بود نصف ابهاماتی حل شد👌🏻فقط چرا آشوب وقتی فکر کرد مهراب به طناز ممکنه علاقه داشته باشه اخم کرد و یکمی عصبی شد یعنی آشوب اصلا اصلا حسی به مهراب ندارم؟🤔🧐به هر حال خدایی خسته نباشی عالی بود دمت گرم قشنگ من🙏🏻💙💙
دیروز
حدیث بلیار | نویسنده رمان
آره حساس شده یکمی، احتمالاً داره یه حسهایی به مهراب پیدا میکنه...
۲۴ ساعت پیشنگار
1هر چی صلاح باشه همون میشه دیگه و خب امیدوارم که آشوب هم بتونه زندگی خوبی بدون هیچ واهمه ای داشته باشه😌💙💙
۱۶ ساعت پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
امیدوارم👌🏻 بنظرم بعد از این همه مصیبت، حقشه یکمی روی آرامش رو ببینه
۱۳ ساعت پیشنگار
1اره حقشو داره ولی خودشم باید درست تصمیم بگیره همه چیز به آشوب بستگی داره😌💙💙
۱۲ ساعت پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
درسته، دقیقا
۱۲ ساعت پیشنگار
0نیروی آشوب پاک شده و جای نگرانی نیست ولی چرا خانواده طناز پرونده رو به مهتا دادن یا چطور و چرا نیرو آشوب پاک پاک شده؟؟🤔🤔💙💙
دیروز
حدیث بلیار | نویسنده رمان
مهتا خودش گفت خانوادهی طناز قبل خارج شدن از ایران، پرونده رو به مهتا دادن
۲۴ ساعت پیشنگار
0خب آره ولی چرا گذاشتن پیش مهتا؟می دونم دوست طناز بوده ولی خب برام سوال شد🤔💙💙
۱۶ ساعت پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
میرسیم بهش
۱۳ ساعت پیشنگار
0واقعا مشتاقم😃💙💙
۱۲ ساعت پیشاَسماء
1نمیخوام چیزی درباره داستان بگم ولی واقعا محشری دختر ذهن خلاقت رو تحسین میکنم سیر رمانت خیلی خیلی جذابه
۲۲ ساعت پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
شما همیشه به من لطف داری اسما جانم❤️
۲۲ ساعت پیشاَسماء
0لطف نیست عزیزم واقعیته
۱۴ ساعت پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
زنده باشی زیبا
۱۳ ساعت پیشسارا
0این یه قلم و کلا یادم رفته بود اصلا به شباهت اسمی هم دقت نکردم و از اونجایی که انرژی اشوب از خود لهراسبی هست و پاک شده قوی تر میشه نه شاید موقعی که از بین میبرتش پچشم از دست بده ولی عاشق مهرابش کن تو رو خدا 🤲🏻💚
دیروز
حدیث بلیار | نویسنده رمان
محافظ رو فراموش نکنید...اینجا محافظ حرف اول رو میزنه
۲۴ ساعت پیشنگار
1وا خواهر،چرا فندوق به این خوبی نمیشه از این مایع نزاری گناه داره قربونش برم لهراسبی کیه که فندوق بخاطرش بمیره اما خب آشوب عاشق مهراب بشه موافقم ولی فندوق بلایی سرش نیاد دیگه🫠💙💙
۱۶ ساعت پیشنگار
1از نظر من لهراسبی باعث مرگ طناز شده،حالا دلایل زیادی براش وجود داره مثلا پول به طناز نده یا بخواد گند کاری هوایی که با طناز کرده رو با مرگش جمع کنه یا طناز شده بوده موی دماغش و و تهدیدش کرده و اونم کشتتش کلی دلیل وجود داره برا کشته شدن طناز به دست لهراسبی عوضی😌💙💙
دیروز
حدیث بلیار | نویسنده رمان
از اونجایی که آلوده شدن طناز به دست لهراسبی صورت گرفته، پس بعید هم نیست که عامل تصادف کردنش لهراسبی باشه
۲۴ ساعت پیشنگار
0اره از اون مرتیکه گور به گوری هر چی بگی بر میاد💙💙
۱۶ ساعت پیشنگار
0و اما آفرین مهراب نشون داد که دیگه اون نیروی شیطانی حتی یکمیش هم تو وجودش نیست و از لهراسبی متنفره ایول👏🏻💙💙
دیروز
حدیث بلیار | نویسنده رمان
درسته، مهراب تمام و کمال از لهراسبی و آلودگی پاک شده
۲۴ ساعت پیشنگار
0اره خدایی خیلی خیلی تغییر کرده بچم💙💙
۱۶ ساعت پیشفاطی
0من خیلی ب جزئیات توجه می کنم مگ نباید جای بخیه رو *** اشوب بمونه برای مهراب سوال نشد ک جرا
۲۳ ساعت پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
سلام، نه هیچ اثری نیست. اگه یادتون باشه بلافاصله بعد از عمل به اون سنگینی از سرجاش بلند شد و با ارغوان هم درگیر شد. اینا همه شون دلیل دارن
۲۳ ساعت پیش...
0فقط میتونم بگم حاجی پشمام😳😳
دیروز
حدیث بلیار | نویسنده رمان
پشمهامون✋🏻
۲۴ ساعت پیشماهی
0واای عجب داستانی بود دیگه 😮😮 توقع این یکی رو نداشتم که طناز با لهراسبی بوده😮😮
دیروز
حدیث بلیار | نویسنده رمان
اینش مهم نیست، چراش مهمه
۲۴ ساعت پیشSalma
0خسته نباشی
دیروز
حدیث بلیار | نویسنده رمان
قربانت
۲۴ ساعت پیشBiti
0پشمام یعنی اینکه اون روز که مهراب اومد خونه آشوب و آشوب تصویر یه دختر با موهای کوتاه و دید طناز بود و آشوب هم تازه فهمید و اینکه وایی حدیث من یکی اگه همین الان پارت بعد و نخوندم میرمم😭😭بعدش لهراسبی مردک دلت گاراجه؟ هم طناز هم خواهر آشوب هم زن خودت د آخه مرد حساب چی بگم بهت هاتف بازی در میاری
دیروز
حدیث بلیار | نویسنده رمان
آره طناز بوده:) شنبه پارت مهمی داریم، طولانی هم هست بخاطر همون یکمی به تایم نیاز داشتم واسه نوشتنش، لهراسبی سیر نمیشه کلا از جنس مونث! لعنت بهش
۲۴ ساعت پیش
لطفا صبر کنید...

Yana
0حدیث یه تیکه از رمان هست تو صفحه اصلی رمان که من هرچی فکر کردم نفهمیدم مال کجا بود.هنوز بهش نرسیدیم؟